immawicaksono
#kuetampah #kuenampah #kuekhasbugismakassar #sikaporo #sarikaya #lapistepungberas #talamtuna #traditionalcake #traditionalsweetdesert #kuliner #jualanonline #makassar #homemade #mamlalakitchen #foodphotography
traditionalcake - traditionalsweetdesert - kuliner - talamtuna - sarikaya - foodphotography - kuenampah - makassar - jualanonline - kuetampah - mamlalakitchen - lapistepungberas - homemade - sikaporo - kuekhasbugismakassar -
replika_tangan_dan_kaki_bayi - imzo - mayanksarisr - kaluku_mks -
instagram
kch_u_kuri_shazz
#serenay#sarikaya Admin:Qshtoka😄😘
sarikaya - serenay -
burhan_basharaty : شـــاز
kch_u_kuri_shazz : zor sp
lewanmchoman - rawsht_mala - ahmad_mhamad_93 - purya.mehrsefat -
instagram
orkunatess
Uranos Restaurant Testi Kebabi #avanos #uranos #sarikaya #akbel #nevsehir #restaurant #turkey #orkunatess
turkey - uranos - restaurant - akbel - avanos - orkunatess - sarikaya - nevsehir -
lutekinci - glyatess - leylaackr - gizemyakupoglu -
instagram
xyamirax
#Tamda #Tahmin #Ettigimiz #Gibi 😊 #Yuppi #Mavi #CokmiCokMaviyiz #Serenay #Sarikaya #Kerem #Bursin
mavi - tahmin - yuppi - gibi - sarikaya - cokmicokmaviyiz - bursin - kerem - tamda - serenay - ettigimiz -
mary_onthefloor - ilkaykaya123 - marianaraglav - sharifo_said -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📡🎥📺🎬 #tag#your#friends مرت به یامان میگه بچه های دانشگاه یه تورافسانه ای ترتیب دادن نه نمی تونی بگی؟ یامان میگه چرا میتونم نه بگم نه! مرت میگه این اولین تعطیلات دانشگاهه تو کوه خوش میگذره . مرت میگه یه کم فکر کن . یامان میگه من اسکی بلد نیستم . مرت میگه همه هستن . هرکسی که فکر کنی میاد .بیا با دخترا باشیم. یامان میگه من با کسی کاری ندارم که بخوام باهاش وقت بگذرونم.اصلا اگه من نیام کوه تو چیکار میکنی مرت سرشو میزاره روی شونه یامان آهنگ امراه رو میخونهمیرا با برن از خونه میان بیرون. برن میگه آبجی جون صبرکن منم بیام. میرا میگه حالا که کارت افتاده آبجی جون شدم البته. برن میگه من قول دادم به کسی حرف نزنم میرا میگه واسه کاری که کردی نکنه جایزه هم میخواهیسوده بعد از رفتن دخترا با آیلین تماس میگیره آیلین میگه سوده جون خیر این موقع با من تماس گرفتی منو تو خوابت دیدی؟ سوده میگه آره خوابتو دیدم خیلی آشفته بود آیلین میگه خیرباشه ایشالله. سوده میگه میخواستم بگم بیایی یه قهوه بخوریم.آیلین میگه نمیتونم میخوام برم پیش یاسمین . سوده میگه البته تو از همه بیشتر به یاسمین نزدیک هستی خوب وقت کردی با من یه تماس بگیر. امیت میگه چرا این موقع تماس گرفته اگه اون چیزی تو فکرش نداشته باشه این موقع تماس نمیگیره. آیلین میگه منم اینطور فکر میکنمهاله با اورکون تماس میگیره میره روی پیغام گیر. هاله پیغام میزاره میگه بازم گوشیت خاموشه مادرت دیشب به من گفت زود خوابیدی اما میدونم که دروغ گفته خبردارم میرا اینا دیشب خونه شما بودن فقط با من نمیخواهی که حرف بزنی به هرحال معذرت میخوام نگرانت بودم فقط . فقط ازمن دورنشو اینو نمیتونم تحمل کنم. تو این درد با هم باشیم. لطفا با من تماس بگیر میخوام با تو باشم خواهش میکنم لطفاً عشقمآیلین میگه بابات داره میره هاله . پايان قسمت٢٨ #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez #hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - medcezir - tag - friends - your - serenay - tanerolmez -
maral.n.m : منتظريم❤
hazalkayafanpage : Done
mohadese_mirali : Edameee
somikia9 - sepideh_fallah_72 - h66364 - mehhdiii619 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📡📺🎥🎬 #tag#your#friend عایشه گریه میکنه . فاروق میگه خوب حالا دیگه برای چی گریه میکنی؟سوده و دخترا برمیگردن خونه . سوده میگه نگاه کن خونه خراب کن رو، میگن مادر و ببین دخترو بگیر میرا میگه مامان چیزی که مارو خوشحال کنه وجود نداره . سوده میگه اتفاقهایی که برای ما پیش اومد کسی رو خوشحال نمیکرد اما چه ها تجربه کنیم. سوده که خیلی خوشحال بود بشکن میزد. میرا میگه مامان این طورحرف نزن به گوش هاله برسه یه بدبختی بزرگی میشه. سوده میخنده و میگه اگه به گوش امیت*شوهر آیلین* برسه خیلی جالب میشه .برن میگه مگه اون به ما فکر کرد که جلوی همه به بابا گفت دزد؟ سوده میگه آره مگه به ما فکر کرد . . میرا میگه مامان من اینکار شمارو باور نمیکنم اگه واقعا از دهنت چیزی بیرون بیاد و به گوش کسی برسه قسم میخورم وسایلمو جمع میکنم میرم پیش بابام . سوده میگه واقعا میخواهی جمع کنی بری پیش بابات. میرا میگه من خواستم یه لافی یه حرفی بزنم خواستم که حرفمو جدی تر بگیری. سوده میگه باشه باشه من چیزایی که باید بفهمم رو فهمیدممیرا میره اتاقش ایلول باهاش تماس میگیره و میگه غامزه بهم گفت خونه اورکون اینا بودی من نتونستم بیام با مرت برای امتحان فردا درس میخوندیم. سوده از کنار اتاق خواب میرا رد میشه و باصدای بلند که میرا بشنوه میگه حالا هرچی بشه میخواهی وسایلتو جمع کنی بری خونه بابات خوبه دیگه یه در براتون باز شده به من احتیاج ندارین فهمیدم که هیچی نتونستم بهت یاد بدم.میرا میگه باید تلفنو قطع کنم برم پیش مامانم ایلول میگه وایسا فهمیدم یامان برای سال نو واسه تو چه هدیه ای خریده....فردا صبح یامان و مرت میخوان برن دانشگاه #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez #hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
rani_rt : Edame lotfan
morvaridfarsaei : ادامه لطفا
__maral__sarp__ : Edame ro lotfan bezar Roxana joon
fateme.dehqan : ميشه بكيد اين ج فيلميه
shaydanezhadebrahimi : میشه خلاصه راه امیر روهم بزاری..@hazalcagatay_fanpage
hazalcagatay_fanpage : @fateme.dehqan jazromad
hazalcagatay_fanpage : @shaydanezhadebrahimi ok
shaydanezhadebrahimi : مرسی عزیزم...@hazalcagatay_fanpage
sherry.perez.h - _waed96 - ciciperi1 - mehhdiii619 -
instagram
ma.sari
#eymen #eren #sarikaya
sarikaya - eymen - eren -
selimellibesamg - yelizcbc - zzzerap - bigidudu -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📺🎬📡 #Tag#Your#Friends یامان میگه چرا مزخرف میگی دختر. تو نمیدونی بین اینها و گیرای چه اتفاقی افتاده. عایشه میگه باشه شوخی کردم .یامان میگه شوخی نکن میدونی از همه بیشتر من به تو کمک کردم و چه بلاهایی سرم اومد منم نمیخوام تو آواره بشی اما یه طرف اینا یه طرف مامانت یه طرف گیرای میدونم که ناراحتی به وجود میاد . عایشه میگه من فکر درد خودمم گیرای من با بچه تو شکمم رها کرد اما اینا از خانواده خودم برای من بهتر بودن . یامان میگه باشه حالا بشین. فاروک بیک میاد خونه. یامان به فاروک میگه ببخشید شما خونه نبودین من وارد خونه شدم . فاروک میگه حالا مگه چی شده؟ عایشه به فاروک میگه گرسنه هستین براتون غذا بیارم . فاروق میگه نه اما منتظرباشین تو آینده نزدیک یه سورپرایز ویژه ای براتون دارم و به کمک همه تون احتیاج دارم فعلا سورپریزه به زودی میفهمین. یامان موقع خداحافظی به عایشه میگه قبل از رفتن با من تماس بگیر .فاروق میگه خیره جایی میخواهی بری؟ عایشه میگه یامان نمیخواد من اینجا کار کنم میخواد که من برم برای همین اومده بود... #Serenay#Sarikaya#Cgtyulusoyoffical#Medcezir#Tv8#Startv#Yaman#Mira#Tanerolmez#Hazarerguclu #جزرومد Admin : Atena
cgtyulusoyoffical - yaman - tv8 - جزرومد - startv - mira - hazarerguclu - sarikaya - tag - medcezir - friends - your - serenay - tanerolmez -
justcagatayulusoy : Sfs?
hazalcagatay_fanpage : @cagatayulusoy.fc ok
cagatayulusoy.fc : Türkçe biliyor musun?
hazalcagatay_fanpage : @cagatayulusoy.fc dusuk
cagatayulusoy.fc : @hazalcagatay_fanpage sey adini feriha koydum da bir replik olmustu feriha emire sen feribot biliyormusun? Diyordu Emir de evet Feriha insanim ben gini gibi bir sey diyordu o kaçıncı bölümdü?
hazalcagatay_fanpage : @cagatayulusoy.fc It was very difficult , please write English
cagatayulusoy.fc : 😂 I can't write English ! Very hard 😂 Okey no problem ❤
mohadese_mirali : Edame lotfaaaaan:(
mariam_gamal_abbas_ - sepideh_fallah_72 - _waed96 - eminam99 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📺🎬📡 #Tag#Your#Friends سوده یادش میفته تو سرد خونه آیلین وقتی جنازه میتات رو دید خیلی گریه میکرد. سوده گفت باور نمیکنم . برن میگه باورکن مامان یامان دیدن عایشه میره . عایشه میگه خدا راضی باشه اگه اینا نبودن چی میشد؟ زیر سایه فاروک خودم جمع و جور میکنم یامان میگه اما فکر موندن رو نکن. عایشه میگه آره میدونم تو نمیخوای کسی به غیر از خودت از محله سابقت اینجا باشه و یادت نیاره که از کجا اومدی. یامان میگه چرا مزخرف میگی دختر. تو نمیدونی بین اینها و گیرای چه اتفاقی افتاده. عایشه میگه باشه شوخی کردم .برن میگه آیلین کاراسو ساعتو برای میتات خریده بود مادر هاله و بابای اورکون با همدیگه دوست بودن . مامان اورکون هم امروز فهمیده ... #Serenay#Sarikaya#Cgtyulusoyoffical#Medcezir#Tv8#Startv#Yaman#Mira#Tanerolmez#Hazarerguclu #جزرومد Admin : Atena
cgtyulusoyoffical - yaman - tv8 - جزرومد - startv - mira - hazarerguclu - sarikaya - tag - medcezir - friends - your - serenay - tanerolmez -
marystagraam : فریحا بذار
hazalcagatay_fanpage : @marystagraam in ghesmato bzarm ok
berivan_sh : in dokhtare too kodoom film bood?? @moghaddam_sh
monakhayatain : ببخشين سريال جذر و مد و سريال مارال از كدام شبكه پخش مى شود؟؟!از ريور؟؟!
hazalcagatay_fanpage : @monakhayatain maral az tv8 5 shanbeha saat 8_jazromad star tv jomeha 9:30 shab
hazalcagatay_fanpage : @berivan_sh kozey
samira.alipoor428 - irina_shaykkkk - fatemeh7392 - mehhdiii619 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📺🎬📡 #Tag#Your#Friends حسن به اورکون میگه با تهدید فروشنده اسم خریدار ساعت رو فهمیده اسم آیلین کاراسو*مادر هاله* . برن وقتی وارد آشپزخونه میشه میشنوه که اورکون اسم آیلین رو میاره اورکون یادش میفته که پدرش تو مهمونی شب سال نو خونه اندر چقدر با آیلین صمیمی بوده و بگو بخند میکردن . حتی هاله به اورکون میگه انقدرایناروخوشحال ندیده بود میرا میگه ایکاش از اورکون خداحافظی میکردم بد شد . برن میگه فکر نکنم حالش خوب باشه. سوده میگه این چه حرفیه که میزنی؟ برن میگه من میخوام یه چیزی بگم اما خواهرم عصبانی میشه. من حرفای تو و اورکون تو تراس رو اتفاقی شنیدم اما فهمیدم که آیلین ساعت رو برای بابای اورکون خریده . سوده از شنیدن این حرفا متعجب دختراشو نگاه میکنه .برن میگه آیلین کاراسو ساعتو برای میتات خریده بود مادر هاله و بابای اورکون با همدیگه دوست بودن . مامان اورکون هم امروز فهمیده . برن میگه آبجی ناراحت نشو اما اونا قضیه بابا و صدف رو به همه جا پخش کردن چرا ما ساکت باشیم*از جنس مامانشه این دختره* .. #Serenay#Sarikaya#Cgtyulusoyoffical#Medcezir#Tv8#Startv#Yaman#Mira#Tanerolmez#Hazarerguclu #جزرومد Admin : Atena
cgtyulusoyoffical - yaman - tv8 - جزرومد - startv - mira - hazarerguclu - sarikaya - tag - medcezir - friends - your - serenay - tanerolmez -
turkish__seriess : Can I get a shoutout please ☺
shanel_aqtau - sepideh_fallah_72 - skycharlott - maz123842 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📺🎬📡 #Tag#Your#Friends سلیم از یامان میپرسه کار پیدا کردی یامان میگه آره .. سلیم میگه ماشالله چه زود کار پیدا کردی چشم نخوری . صدای پای اندر که میاد مرت و یامان پیتزاهارو قایم میکنن . اندر میگه قایم نکنید بیارید بخوریم وگرنه گرسنه میمونیم. سلیم میگه چه خبر؟ اندر میگه با یاسمین صحبت کردم بابت اینکه نرفتم بهش سربزنم معذرت خواهی کردم اما تنها نبودن سوده اینا پیششون بودن. میرا با اورکون صحبت میکنه اورکون میگه من فکر میکردم بابامو میشناسم اما اصلا نمیشناختمش اما به خاطرش دیگه ناراحت نیستم . میرا میگه اما فکرای قشنگ در موردش بکن فقط یه ساعت و یه نوشته بوده شاید چیز دیگه ای نبوده . اورکون میگه اما من میخوام بدونم یه زندگی دیگه ای به غیر ما از ما داشته من اینو باید بدونم میرا میگه اما اگه بدونی عصبانی میشی چه فایده ای برات داره؟ اورکون میگه من باید بدونم اون کی بود من دوست داشتن پدرمو ندیدم.. میرا میگه اما اون تورودوست داشت تو هم اونو دوست داشتی برن میاد به میرا میگه میخوایم بریم موقع خداحافظیه گوشی اورکون زنگ میخوره . اورکون برای جواب دادن تماس حسن به آشپزخونه میره. برن از سوده میپرسه مامان کیفم کجاست؟ سوده میگه کیفتو تو آشپزخونه گذاشتی ... #Serenay#Sarikaya#Cgtyulusoyoffical#Medcezir#Tv8#Startv#Yaman#Mira#Tanerolmez#Hazarerguclu #جزرومد Admin : Atena
cgtyulusoyoffical - yaman - tv8 - جزرومد - startv - mira - hazarerguclu - sarikaya - tag - medcezir - friends - your - serenay - tanerolmez -
aks_bazigaraye_turkey : Shut mkoni?
mohadese_mirali : Chera enqad dir b dir mizari zudi bzar dg:-(
irina_shaykkkk - h66364 - hamid6860.h - mehhdiii619 -
instagram
murf_y
#last#night#kina#gecesi#berlin#inspired#by#serenay#sarikaya#❤️
❤️ - last - kina - inspired - sarikaya - berlin - night - gecesi - by - serenay -
seliinooo - __tmm__ - z_yx3 - parfummekani -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] قسمت۲۸ 📺🎬📡 #Tag#Your#Friends ایلول میگه بازم شروع نکن مرت من برای خودم نمیگم به خاطر یامان و میرا میگم شب سال نورو جدا از همدیگه موندن حالا ولنتاین رو هم جدا باشن کار خیلی سخت میشه باید یه کاری بکنیم . مرت میگه من کاری رو دیگه برنامه ریزی نمیکنم دوباره همه چیز روی سرمن خراب میشه ایلول میگه این میتونست یه تعطیلات عاشقانه برای ما باشه . مرت با یه حالتی به ایلول نگاه میکنه و میگه من نمیخورم . ایلول میگه ایندفعه مثل اون چیزی که روی نقشه دیدی نیست . مرت میگه من نمیخورم . ایلول میگه خودت میدونی تو از دست میدی مرت میگه قول میدی ایلول میگه من برای هرکاری با تو هستم. مرت میخواد ایلول رو ببوسه اما اندر وارد اتاق مرت میشه با بیسکویت های پرتقالی ،مرت خشک بودن بیسکویت ها رو میگه و اندرو ناراحت تر میکنه ،شب حسن جلوی فروشگاه ساعت منتظر فروشنده ست که خارج بشه یامان و مرت پیتزا سفارش دادن برای شام ... #Serenay#Sarikaya#Cgtyulusoyoffical#Medcezir#Tv8#Startv#Yaman#Mira#Tanerolmez#Hazarerguclu #جزرومد Admin : Atena
cgtyulusoyoffical - yaman - tv8 - جزرومد - startv - mira - hazarerguclu - sarikaya - tag - medcezir - friends - your - serenay - tanerolmez -
parisanaseri21 : chera edamasho nemizari azizam
__maral__sarp__ : khaheshan edame ro bezar
super____stars : takip lütfen
super____stars : شما خلاصه جزر و مد رو میزارین؟
super____stars : میشه منو فالو کنید
hazalcagatay_fanpage : @super____stars follw shodi,Yes
__maral__sarp__ : Mishe manam follw koni
anii___ta : فقط فريحا
samira.alipoor428 - mehhdiii619 - far43486 - faterehqsm68 -
instagram
desi78
#sarikaya,lengkeng,jambubatu,semualgberbuah#
sarikaya -
ivonnegiovanny - hero_reginaldsk -
instagram
xyamirax
#Serenay #Sarikaya 😍 #mavi
sarikaya - serenay - mavi -
aygun.axadova - foreverqueenx - djdndd87 -
instagram
xyamirax
Şikayet edelim arkadaslar 😡 #Serenay #Sarikaya ❤❤❤
sarikaya - serenay -
thee.medcezir : Engelledim bütün fotoğraflarını şikayet ettim sikayet edince insatgram yoneticisi bana dedi ki eger nefret icerikli bi fotografsa bunu biz kaldiracagiz dedi insallah kalkar bi yan önce boyle terbiyezislere haddini bildirmeliler
xyamirax : Bencede sacma sapan gesaplar acmaktan vaz gecsinler @thee.medcezir
thee.medcezir : Aynen ya eğer sevmediği biriyse onun sayfasını değil sevdigi bir kisinin sayfasini acsin en azindan kufur gibi seyler yemez o zaman
neyyshaaa - reihane_111 - hosein_salimiii - ernie_nelcollin -
instagram
ssfc_aysegul
#serenay#sarikaya#is#my#life
sarikaya - is - my - life - serenay -
sharontmineah - melek.erkan -
instagram
rumahkuechaca
#sarikaya
sarikaya -
instagram
piyyo
Thankyou my beloved sistaahh @farah_cookies #pudingleci #sarikaya #redvelvet #tiramisu #masakannusantara mwwaahhh.. *smoch
tiramisu - sarikaya - redvelvet - pudingleci - masakannusantara -
piyyo - annamae.miller.k - mamayara.chic - salmanbisyir -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 🎥🎬📺📡 #tag#your#friend یامان میگه این میتونه برای ما.. حرف یامان تموم نشده گوشی میرا زنگ میخوره . اورکون پشت خطه . اورکون میگه گوشیمو الان چک کردم تماس گرفته بودی . میرا میگه میخواستم ببینم چیکار میکنی تو دانشگاه و امتحان اینا باهات تماس گرفتم . اورکون به میرا میگه عاصم خان هماهنگ کرده امتحاناتی رو که نتونستم بدم رو بعدا امتحانشو میدم . اورکون میگه امروز همش به فکرت بودم من چیزی رو که تو تجربه کردی رو تجربه کردم بابام یه معشوقه داشته اول اسمش آ ست دنبال اونم که پیداش کنم . یامان گارسون رو صدا میکنه . اورکون میگه جای مناسبی نیستی بعدا باهات تماس میگیرم من با تو فقط میخوام درد دل کنم .یامان که ناراحت شده پول میز رو حساب میکنه میرا میگه میخواهی بریم یامان میگه بازم میخواهی بشینی میرا میگه نه. یامان میگه میخواهی بری دیدن اورکون؟ میرا میگه آره اینجور مواقع لازمه. یامان میگه البته . میرا میگه سوار ماشین نمیشی یامان میگه نه من میخوام برم برای باغچه یه چیزهایی بگیرم میرا میگه با هم میریم خوب. یامان میگه نه لازم نیست . میرا میگه باشه خودت میدونی . بعد از رفتن میرا یامان دستبند میرا رو از جیبش درمیاره.مرت و ایلول تو اتاق مرت هستن .ایلول میگه ولنتاین نزدیکه باید یه کاری بکنیم . مرت میگه باید چیکار کنیم برای عاشق هر روز عیده . تازه دوستی ما مخفی مونده. (پايان قسمت٢٣تا٢٧) #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez #hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
somikia9 - sarab6363 - faterehqsm68 - __maral__sarp__ -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📡📺🎬🎥 #tag#your#friend نه برای کار اومدم دیگه اینجا کار میکنم . میرا میگه خیر باشه خوب میخواهی اینجا با من دعوا کنی یا بیرون کجا راحت تری؟ آ یه جای پرجمعیت میخواهی که همه ببین که چقدر عصبانی هستی از من کتابخونه که نیست اینجا راحت میتونی فریاد بزنی . یامان میگه میرا باشه . میرا میگه نه به خاطر اینکه هر دفعه منو میبینی دلمو با حرفات میکشنی به خاطر این گفتم میرا کلاهشو سرش میکشه و از باشگاه بیرون میره. یامان میره دنبالش میرارو متوفقش میکنه و میگه میرا من به عمو سلیم هم گفتم نمیخوام کسی به خاطر من به صدمه ببینه میرا میگه ببخشید ناراحت نشی اما من موهام خیسه اگه میخواهی صحبت کنیم بریم تو ماشین تا خونه با هم صحبت کنیم یامان قبول میکنه . یامان تو ماشین میگه بدبختی رو میبینی دیگران باید بگن چه اتفاقی میفته منم میخواستم برم قبل ازاینکه اتفاقی بیفته. میرا میگه اه برای همین با حرفات منو میزنی . یامان میگه میخواهی بریم یه جایی درست و حسابی بشینیم و حرف بزنیم . میرا میگه باشه میشهمیرا و یامان میرن لب ساحل تو یه کافه رو باز میشینن. میرا موهاشو با دستمال میبنده . یامان میگه موهات قشنگه میرا میگه به سختی هم که شده یه کلمه حرف قشنگ از دهنت بیرون اومد . میرا چشمش به دست یامان میفته که دستبندش به مچ دست یامان نیست قیافه اش پکر میشه.یامان میگه من به عموسلیم هم گفتم نمیخوام کسی به خاطر من به دردسر بیفته اون قضیه که عایشه رو آوردین خونه پدرت من فکر کردم این کار تو بوده. میرا میگه من که گفتم بابام اونو آورد خونه یامان میگه اما من همش بهش فکر میکنم یه مشکلی درست میکنه خودش هم نه گیرای یه دردسری درست میکنه میرا میگه حتی برن هم خوشش نیومد یامان میگه میدونم میخواستین کمک کنید اما به من هم فکر کن داشتم به اونها کمک میکردم چیزی نمونده بود که به زندان بیفتم. خوب پدرت چیکار کرد کلا از خونه تون رفت؟ هیچ راه برگشتی نداره؟میرا میگه خوب بابام ناراحته وعذاب وجدان داره. یامان میگه خوب مادرت چطور؟ میرا میگه مامانم غمیگنه تصمیم گرفته بود که طلاق بگیره اما پشیمون شد فعلا قصد جدا شدن نداره اما من میدونم که این تصمیمش به خاطر عشق نیست برای اونا تموم شده عشقشون دیگه با هم شاد نیستن به گذشته برنمیگردن #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez#hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
mishamaisha : Super
chomannerway - somikia9 - sarab6363 - kajomeso -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 🎬🎥📺📡 #tag#your#friend یامان تو یکی از سالن ها میرارو میبینه در حال ورزش اما میرا پشت به یامانه و یامانو نمیبنه . مدیر باشگاه وقتی یامانو در حال تماشای میرا مبینه میگه بهت گفته بودم همه اینجا میان یامان میگه مشکلی نیست . میرا تمرینش تموم میشه وقتی از سالن خارج میشه یامانو تو باشگاه میبینه . مدیرباشگاه داره قسمتهای دیگه باشگاه رو به یامان نشون میده وساعتهای کاریامانو باهاش کنترل میکنه . میرا سریع میره دوش بگیره که قبول از خروج یامان از باشگاه آماده باشهاورکون میره به فروشگاهی که ساعت ازش خریداری شده میگه این یکی از کادوهایی هست که شب سال نو آورده شده اما نمیدونم فرستنده اش کی بوده که بتونم ازش تشکر کنم.فروشنده تو لیست خریدارهارو نگاه میکنه و به اورکون میگه شما مطمئن هستید که این هدیه برای شما ارسال شده بود اورکون میگه بله. فروشنده با این بهانه که فقط شماره کارت ثبت شده از دادن اسم خریدار طرفه میره و اورکون هم با پیشنهاد کمیسیون یا همون رشوه زیر میزی نمیتونه از زیر زبون فروشنده حرف بکشهمیرا سریع دوش میگیره و لباسشو میپوشه که به یامان برسه یامان تو آخرین سالنی که دیده بود نبود ولی موقع خروج یامانو در حال امضای قرارداد با مدیرباشگاه میبینه خوشحال میشه . یکی از پرسنل باشگاه با میرا موقع خروجش برای آوردن ماشینش از پارکینگ سوال میپرسه میرا سریع روش رو از یامان برمیگردونه *مثلا من تورو ندیدم* یامان میرارو میبینه و سریع قرارداد رو امضاء میکنه و از باشگاه خارج میشه میرا پشت در سالن منتظر ماشینشه. یامان پشت سر میرا میاد میرا میگه آه یامان . یامان میگه سلام . میرا میگه سلام تو اینجا اومدی باشگاه ورزشی؟ یامان میگه عافیت باشه #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez #hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
shadowroya : Eyvallah
chomannerway - somikia9 - sarab6363 - kajomeso -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 🎥🎬📺📡 #tag#your#friend ایلول سریع از بورا خداحافظی میکنه . مرت میگه چرا منو اینطوری معرفی کردی؟ ایلول میگه چی میگفتم؟ مرت میگه چرا نگفتی من دوست پسرتم . ایلول میگه تو ناراحت شدی برم بهش بگم تو دوست پسرمی . نه بزار برم بگم . مرت جلوشو میگیره میگه نمیخواد بریسلیم میاد خونه اما زودتر. سلیم میگه نمیشد جلوی فیلم رو گرفت پول هم گرفته یا نه باید اینو بفهمیم. اندر میگه پول نگرفته اما من قسم میخورم از این کارهایی که پشت سر صدف انجام دادن من خبرنداشتم . سلیم اندرو بغل میکنه و میگه من میدونم که تو خبرنداشتی . اندر میگه حتی حرفهای اتاق پدرمو گوش میدادن منو جلوی پدرمو و صدف خجالت زده کرد . سلیم میگه سوده خطرناکه باید مراقبش باشیعاصم خان به اتاق سوده میره. عاصم خان میگه از چیزهایی که فهمیدم متعجبم . سوده میگه منم فکر میکردم اندر و اردال بیک باهم همدست هستن برای همین سکوت کردم نخواستم بین شماها قرار بگیرم برای همین نتونستم به شما هم چیزی بگم . عاصم خان میگه اندر از چیزی خبر نداشت هرچی که میدونست و نمیدونست به من گفت. سوده میگه از شنود اتاق خودتون هم خبردارین؟عاصم خان میگه بله متاسفانه . سوده میگه من هم حالا میدونم که شما میخواهید صدف و فاروق با همدیگه باشن عاصم خان میگه صدف از این قضیه خبر نداره میخوام که صدف پیشم بمونه اما میدونم تو زن باهوشی هستی. سوده میگه شما نگران نباشید من هیچی به صدف نمیگم اگه میخواستم بهش حرفی بزنم تا الان گفته بودم شما شریک مخصوص من هستیم اصلا نمیخوام که شمارو از دست بدم صدف و صدف میگه تسلیم شدن نیست بابام از این رقابت تو شرکت داره سود میبره. اما من میخوام مثل خودت بازنشسته بشم فاروق. فاروق و صدف یه ساختمونی رو لب ساحل میبین که برای فروش گذاشته شدهمرت و ایلول به خونه میرسن. ایلول میگه میرا هنوز برنگشته خونه . ایلول به مرت میگه من بهت گفته بودم که میرا برای یامان چی خریده مرت میگه آره گفتی . ایلول میگه خوب حالا تو بگو یامان برای میرا چی خریده اگه بگی یامان برای میرا چی خریده یه چیزی بهت نشون میدم که هیچ وقت ندیدی ایلول و مرت داشتن با هم شوخی میکردن که سلیم درو باز میکنه . سلیم میگه مادرت تو آشپزخونه ست بهت هشدار میدم که داره غذا میپزه . مرت میگه چی شده ناراحته؟ آخی به هرحال ما میخواهیم درس بخونیم . اندر که ناراحت بود میگه ایکاش تنها کار منم درس خوندن بود خسته شدم از بزرگ بودن . سلیم میگه اما تو این طوفانو پشت سرمیزاری #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez #hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
shadowroya : مرسی مرسی
nedal1998 : I thought this was only a Hazal & Cagatay fan page???? @hazalcagatay_fanpage
chomannerway - melika.ca2015 - maz123842 - mehhdiii619 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 🎬🎥📺📡 #tag#your#friend میرا میگه دختره به کمک احتیاج داشت یامان میگه نامزد اون دختر خواهرتو گوزل زده بود اگه دختر دیگه ای بود تو خونه تون راهش میدادین اگه اتفاقی بیفته میگین دوست من بود و ازت خواهش میکنم دیگه از این کارها نکن. میرا از این حرف یامان ناراحت میشهعایشه تو خونه با مستخدم سوده*نگار* صحبت میکنه میگه اینجا چه خونه ها و باغچه های قشنگی داره . نگار میگه موقع تمیز کردن بببین عایشه میگه من میتونم از پسش بربیام. نگار میگه برای تمیز کردن کس دیگه ای میاد عایشه میگه نه من میتونم خودم همه اینکارهارو انجام بدم کسی رو لازم نیست بیارن .عایشه میگه من گارسونی کردم. نگار میگه از من به تو نصحیت تو این خونه ها باید چشم و گوشت بسته باشه وگرنه زودتر از وقت موعد ازاین خونه میری عایشه میگه من به این راحتی ها از این خونه بیرون نمیرمهاله سرکلاس درس به اورکون مسیج میده که خوبی عزیزم نگرانتم . اورکون و یاسمین با وکیلها و شاهدها دارن گاوصندق اتاق میتهات رو باز میکنن تو گاوصندوق یه ساعتی هست که از طرف کسی به میهتات هدیه داده شده و تو یه کاغذ نوشته شده دوستت دارم A اورکون میخواد ساعت و کاغذرو از یاسمین پنهان کنه اما یاسمین متوجه میشه ساعت و کاغذرو میبینه متوجه میشه که شوهر یه معشوقه دیاسمین میگه حالا میفهمم که چرا شبها دیر میومد خونه تنهایی مسافرت میرفت نمی تونم اینارو هضم کنم. اورکون میگه باید هضمش کنی چون پسرت از روزی که میهتات مرد بزرگ شد مامان . اورکون به حسن میگه مادرمو ببر خونه من تو شرکت کار دارمیامان، مرت و ایلول رو تو سالن دانشگاه میبینه . مرت میگه من و ایلول میخواهیم بریم خونه درس بخونیم . ایلول میگه میرا امروز زودتر رفت خونه یامان میگه من الان خونه نمیام میخوام برم جایی کار دارم . موقع رد شدن از کنار لابی دوست پسر سابق ایلول صداش میکنه مرت میگه این کیه ؟ ایلول میگه بوراست . مرت به یامان میگه اینو میشناسی؟ یامان میگه تو نمیشناسیش من بشناسمش. مرت میگه من فهمیدم اون دوست پسر سابق ایلوله . بورا به ایلول میگه من اومدم اورکون رو ببینم اما اورکون امروز نیومده . مرت میاد پیش بورا و ایلول .ایلول به بورا میگه این دوستمه مرت #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez#hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
kouroshsadeghi1350 - irina_shaykkkk - melika.ca2015 - mehhdiii619 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📡📺🎥🎬 #tag#your#friend سلیم میگه بازم میخواد شروع کنه بگه من میخوام برم ای خدا. یامان میگه داداش من واقعا نمیخوام شمارو تو دردسر بندازم برای شما دردسر درست کنم من اینطور فکر میکنم . سلیم میگه تو اشتباه فکر میکنی. یامان میگه من میتونم برم خوابگاه دانشگاه بمونم همونطور که بقیه و شما هم اینطور بودین. من نمیخوام از پسر شما بودن و داداش مرت بودن برگذرم اما من خشم و نفرت رو تو چشمهای اون تو قبرستون دیدم خواستم بدونی که احتمالا یه اتفاقهایی میفته . سلیم میگه ما نمیترسیم از شکست دادن هم لذت میبریم پسرم. سلیم میخواد بره دادگاه از یامان خداحافظی میکنه سوده و اندر از جلسه بیرون میان سوده به اندر میگه خوشم اومد حقتو گرفتی اندر میگه ممنون اما این مسابقه نبود برای شرکت بود. صدف از اتاق بیرون میاد و صحبت اندر و سوده رو میبینه میگه خوبه شریک شدنتون رو دارین جشن میگیرن. سوده میگه منم خوشحال میشم یه سهم کوچیکی ببرم . اندر میگه چی میگی من متوجه نمیشم سوده میگه زمین هم گوش داره نکنه حرفهای اتاق منم گوش میکنی یا اردال بیک برای چی اینکار کرده؟ اندر میگه چی؟ سوده میگه نگو که خبر نداری . اندر میگه تو از چی داری حرف میزنی سوده؟ سوده میگه آه واقعا تو خبر نداری . اندر میگه با من بیا و به من همه چیز رو میفهمونی یامان میره دانشگاهمرت یامانو میبینه میگه صبح زود از خونه رفتی سوزان گفت امتحان داری یامان گفت نه الان امتحان دارم مرت میگه منم صبح کار داشتم . به میرا و ایلول کمک میکردم تو خونه عمو فاروك . عایشه هم رفت خونه یامان گفت آه توزلودره رفت مرت میگه نه خونه عمو فاروك رفت. یامان میگه چی؟ خونه آقا فاروك بیک چیکار داره؟ مرت میگه قراره خونه عمو فاروك کار کنه یامان با میرا تماس میگیره میرا میگه من تو کتابخونه هستم یامان میگه الان میام . یامان میره کتابخونه به میرا میگه چرا اینکارو کردین؟ میرا میگه چه کاری کردم؟ یامان میگه چرا عایشه رو بردین خونه تون؟ میرا میگه به خاطر اینکه بابام خواست احساس مسئولیت کرد بعدش منم گفتم تو هم برای اینکه تو خوشحال بشی مخالفت نکردم. یامان میگه مشکل به وجود میاد #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez#hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
somikia9 - kouroshsadeghi1350 - melika.ca2015 - mehhdiii619 -
instagram
serenayist.tr
Mavi Reklamından 🌟💓🔥 #Sarikaya #SerenaySarikaya
sarikaya - serenaysarikaya -
dinazz : ♥★
azra.kokten - ceren.saygi03 - erfan_ghaffarzadeh76 - srny_love_you -
instagram
istanbulgiyimyozgat
Tril kumaş buliz
tişört - butik - bozok - alışveriş - sorgun - sivas - cadde - kayseri - simitcidunyasi - biz - sembol - corum - bozoküniversitesi - yozgat66 - yozgatlisesi - bayan - yozgatli - ankara - giyim - yenisezon - kizlar - girls - yerkoy - sarikaya - kirikkale - yozgatkentpark - yozgat - lisecaddesi - ucuz -
istanbulgiyimyozgat : #yozgat#ankara#kayseri#corum#kirikkale#sivas#sorgun#sarikaya#yerkoy#yozgatli#yozgat66#bozok#bozoküniversitesi#lisecaddesi#yozgatkentpark#simitcidunyasi#bozok#sembol#giyim#tişört#cadde#yenisezon#butik#alışveriş#ucuz#Girls#bayan#kizlar#yozgatlisesi#biz#
dydclupkadirli - modakampus - kolayreklam - hatice.blk -
instagram
istanbulgiyimyozgat
Mickey mouse tunik ( 3 renkleri ile....)
tişört - butik - bozok - alışveriş - sorgun - sivas - cadde - kayseri - simitcidunyasi - biz - sembol - corum - bozoküniversitesi - yozgat66 - yozgatlisesi - bayan - yozgatli - ankara - giyim - yenisezon - kizlar - girls - yerkoy - sarikaya - kirikkale - yozgatkentpark - yozgat - lisecaddesi - ucuz -
istanbulgiyimyozgat : #yozgat#ankara#kayseri#corum#kirikkale#sivas#sorgun#sarikaya#yerkoy#yozgatli#yozgat66#bozok#bozoküniversitesi#lisecaddesi#yozgatkentpark#simitcidunyasi#bozok#sembol#giyim#tişört#cadde#yenisezon#butik#alışveriş#ucuz#Girls#bayan#kizlar#yozgatlisesi#biz#
sevdaceylin : Fiyat nedir @istanbulgiyimyozgat
istanbulgiyimyozgat : İyi günler 20 lira...
modakampus - kubra_o - sportifmoda - reklamniyisi -
instagram
xyamirax
#ÇokmuÇokMaviyiz #Mavi #Serenay #Sarikaya #Kerem #Bursin ❤ #xyamirax
mavi - bursin - sarikaya - çokmuçokmaviyiz - xyamirax - serenay - kerem -
xsuarez9 - danocrsb_music - begum__varol - emrah.333 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 🎬🎥😂📡 #tag#your#friend سلیم میگه میخوام برم دادگاه بیا اونجا یه ساعت دیگه با همدیگه یه چیزی هم میخوریماندر، سوده و صدف با عاصم خان جلسه دارن. قبل از اومدن سوده و اندر به جلسه صدف میگه یه خبر مهم دارم اما صبر میکنم بقیه هم بیان.عاصم خان به صدف میگه تو به اورکون نزدیک هستی هوای اورکون رو داشته بازم بهش نزدیک باش کمکش کن. اندر و سوده به جلسه میان اندرمیگه منتظر فاروق باشیم سوده میگه چند دقیقه پیش ماست صدف میگه منتظر فاروق نباشید فاروق به این جلسه نمیاد. سوده میگه حالا با همدیگه هم همسایه هستین خبرهای فاروق رو از تو میگیریم درسته؟ صدف میگه تلفن سوده جون تلفنی با هم صحبت کردیم . صدف میگه قبل از اینکه جلسه شروع بشه من با یه شرکت جدید برای پروژه صحبت کردم دوباره کارو از اول شروع میکنیم با یه شرکت جدید. .عاصم خان خوشحال میشه و میگه من منتظر بودم که ضرری رو که زدی جبران کنی اندر میگه خوب موضوع جلسه باز شد اگه بخواهیم با شریک جدید شروع بکار کنیم یعنی باید از صفر شروع کنیم من با شریک سابقمون صحبت کردم از همون جایی که پروژه تعطیل شد دوباره ادامه میدیم منتظر امضای ما هستن عاصم خان خوشحال میشه اندررو بغل میکنه و میگه فوق العاده ای اندر. صدف پکر میشه و میگه آفرین. سوده میگه دست رقیبتو باید ببوسی و به اندر تبریک میگه . اندر به عاصم میگه با همدیگه میریم و قرارداد رو امضاء میکنیم. صدف میگه ایکاش به من میگفتی و من کار بیفایده نمیکردم اندر میگه من نمیدونستم تو برای این پروژه کار میکنی من فکرمیکردم تو میخواهی از این پروژه دور باشی صدف میگه اشتباه فکرکردی . اندر میگه من از اولین روز این پروژه اداره اش کردم. عاصم خان میگه میدونم هردوتون برای کار تلاش میکنید اما اندر حق داره شریک قبلی بهتره پول و زمان از دست نمیدیم و فرصت جبران خسارت رو در این فرصت داریم . صدف ناراحت میشه . سوده هم از ضایع شدن صدف لذت میبرد . عاصم خان میگه امروز منو خیلی خوشحال کردی اندرحالم سرجاش اومد سوده میگه آره خیلی لذت بردیم مثل تماشای بازی تنیسسلیم وسلیم میگه من میدونستم این آرامش زیاد دوام پیدا نمیکنه. یامان میگه این اورکون مگه احمقه چرا حسن رو استخدام کرده؟ من میدونم این اورکون دست از سر من برنمیداره نه تو دانشگاه نه بیرون از دانشگاه #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez#hazarererguclu Admin:Roxana
yaman - tv8 - startv - cgtayulusoyoffical - hazarererguclu - mira - sarikaya - tag - tanerolmez - friend - your - serenay - medcezir -
mehhdiii619 - marjan_glambert - melika.ca2015 - maral_femir_yamir_fan -
instagram
turkish__seriies
#Serenay #Sarikaya 😍
sarikaya - serenay -
ramtinnourani74 - mahdi_sn86 - decorating__gel - yagmur_loving -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📡📺🎥🎬 #tag#your#friend میرامیگه فکرکنم توهیچوقت حرفهای اون شب مرافراموش نکنی....یامان میگه اینطوری توهم میفهمی کلمات وجملات توچقدربرام مهمه ومیره.توبیمارستان یامان،حسن راکه نوین رابرای عیادت عایشه اورده بوده میبینه ومیگه توی بیغیرت تاکی میخوای از دامن یک زن نون بخوری وبه مادرش میگه لازم نیست زندگی باحسن راتحمل کنی وبازهم نوین باحسن میره وعایشه به یامان میگه توبفکرخودت باش مادرت باحسن خوشه.عایشه تو بازجویی میگه که مقصرخودشه واز فاروک شکایتی نداره.مراسم تشییع میتات برگزار میشه ویامان برای اینکه بااورکون روبرو نشه تو مراسم شرکت نمیکنه. یامان شب اولی که میرارامست میبره اتاقش درابتدای سریال دستبد نخی رااز اون به یادگار داره.که همیشه باهاشه توجریان اختلاف میراویامان نیرااون رابرمیداره.اما الان یامان دوباره میبینه که میرا دستبند رابه گوشه گیتار یامان بسته واز این موضوع خوشحال میشه وانو به مچش میبنده. فاروک مقداری پول میخواد به عایشه بده که عایشه میگه اگه ممکنه به من کار بدید وقرارمیشه تا زمان ازادی گیرای عایشه بعنوان خدمتکار توخونه جدید فاروک بمونه.شب که میرا از مراسم میتات برمیگرده یامان رامیبینه ویامان هم میگه من فردا به سرخاک میتات میرم موقع خداحافظی میرادستبند را تو دست یامان میبینه وحسابی خوشحال میشه. صبح روز بعد یامان که سرخاک میتات رفته بوده بااورکون وحسن که حالا راننده ومباشر اورکون شده روبرو میشه. #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez#hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
farnoosh.shahvar : @roxana1pr o
somikia9 - mohanaranjbar1375 - marjan_glambert - mehhdiii619 -
instagram
hazalcagatay_fanpage
[خلاصه] 📡📺🎬🎥 #tag#your#friend فاروک به همه داستان تصادف رامیگه ومیرا وایلول میرن بیمارستان که میفهمند دختری که فاروک باهاش تصادف کرده عایشه است. توزندان گیرای به باباش میگه میتونه باپرداخت جزای نقدی بعد مدت کمی بیاد بیرون واز باباش میخواد هرطور شده پول جورکنه.کنان هم که فهمیده اختمالا بزودی گیرای ازاد میشه بهش پیغام میرسونه که اپر نیخواهی اشتباهاتت رافراموش کنم توبیرون از زندان چشم وگوش من باش وبه یامان نزدیک شو وبدون انتهای اینکار پول خوبی هستیامان هم به عیادت عایشه میاد.وعایشه میگه چون جایی رانداشته اون شب برای کمک گرفتن پیش یامان اومده بوده.اما عاصم پیش اورکون میاد وبهش میگه توالان بزرگترین سهامدار شرکتهای جیوان اغلو هستی وشریک من وفاروک هم به حساب میای .من تصمیم گرفتم تا زمانیکه تو درست تمام بشه مسوولیتهاتو بعهده بگیرم.اورکون هم میگه با وکلای شرکت مشورت میکنم وبعد پیش شما میام تاحرف بزنیم.توبیمارستان میرابه یامان میگه چراجریان عایشه رابه من نگفتی ممکن بود باعث سوتفاهم بشه.یامان میگه چقدرهم تو به من اعتماد داری!!میرامیگه بازهم داری مسایل گذشته راباز میکنی یامان میگه تواین مدت من خیلی فکرکردم...من خیلی زود وارد زندگی توشدم فرصت بده تاکمی فکرکنم.میرامیگه اما حس من تغییری نکرده یامان میگه عشق من هم کم نشده اما بذارکمی از هم دور باشی همین که. میدونم تو خونه بغلی هستی همین که تودانشگاه میبینمت کافیه به هردومون کمی فرصت بده. #serenay#sarikaya#cgtayulusoyoffical#medcezir#startv#tv8#yaman#mira#tanerolmez #hazarererguclu#جزرومد Admin:Roxana
cgtayulusoyoffical - tv8 - startv - جزرومد - hazarererguclu - mira - sarikaya - yaman - tanerolmez - friend - tag - your - serenay - medcezir -
chomannerway - somikia9 - marjan_glambert - mehhdiii619 -
instagram
Iconosquare feedback